بیچاره نامه ی آبان
ساعت زمین و یه ثانیه ی عرش کبریائیت دوربین امنیتی گذاشتی، به تعداد آدم های زمین، روشن کردی توی
آسمونت، که مچ ما بیچاره ها رو بگیرن و به ازای هر غلط و نا غلطی که میکنیم ما رو بچزونی و برای غلط های
خاصمون یه هیزم اضافه کنی به جهنمت..
ای خدای بزرگ! به خود خدات ما شکر خوردیم. دست بردار از سر ما یکی.شکر خوردیم ،البت که هر چی روزای
عمرمون رو عقب جلو میکنیم نمیفهمیم کی خوردیم،کجا خوردیم، با کی خوردیم..
ولی آقا جون هرچی شما بگی.هر چی خواست شماس.ما خوردیم تو ندید بگیر.
دست بکش از سر ما بذاار یه امیدی ته دل نا امیدمون باشه.ما رو می چزونی باشه ، ولی بابا، یه دونه فقط یه
دونه کارت آفرین حق این همه حماقتمون هم نیس؟
نمیگیم از نجابتمون ه از خوبیمون ه،ولی به خود خدات ما از خنگیمون به خلق الله حال میدیم ، عرضه ی حال
گیری هم نداریم به مولا.
میگم...میگم نکنه دوربینی که اسم ما رو روش نوشتی ناغافل چرخیده رفته رو..چه میدونم..ملا عمر؟
آقاجون، ما خودمونیم به جدمون قسم،بخوایم هم دستمون نمیرسه اینقدری بد باشیم..
آقا میگم یه سر بگین برادرای ملائکه به دوربین ما بزنن.آقا ما مطمئنیم یه اشتباهی شده.آقا ما به خدا بی
گناهیم.آقا به مولا ما شکر خوردیم....
آنچه میگفتی :" واقعه ای باز گفتم تا دل من خالی شود..."