مدتی است به علت پاره ای مشکلات جسمانی و اجتماعی!!! تیپ و تیریپمان کمی تا قسمتی متفاوت گردیده است و یاللعجب، که ظاهر جدید را همگان نام "ورزشکاری" میدهند.. تا به حال سه نفر (خداوکیلی زیاد نیست؟؟) بنده را مربی دانسته اند که دارد از باشگاه با خستگی و کوفتگی به منزل برمیگردد!
تریپ داف و تریپ هنری و تریپ رسمی و تریپ خسته و اینها را بلد بودیم؛ این یک مورد را هم به مدد کت و کمر و پا و سر و کله و اعصاب خودمان آموختیم.
اینک طِبق معمول نسبت به "زکات علم نشره" اقدام نموده و آنچه در این طریقت کسب کرده ایم اینجا در طَبَق اخلاص مینهیم نقطه
پوشیدن و داشتن موارد ذیل شروط لازم و کافی این تیریپ بوده و حذف هر کدام به مثابه حذف گوشت از آبگوشت میباشد:
1- مانتو با پارچه ساده، تا یک وجب!! زیر زانو، در قسمت کمر تنگ، دارای کمربندی ترجیحا با رنگ متفاوت، آستین های بالا زده تا روی ساعد
2- شلوار جین تیره دمپا گشاد
3- کفش راحت حسابی، ترجیحا خاکی (کفش های کالج و صندل و این سوسول بازی ها نه! کفش بیریخت و حتی عین قایق)
4- یک عدد مچ بند آتل دار بلند
5- یک عدد نقاب رنگ روشن کاملا ساده که اصلا جینگیل پینگیل نداشته باشد
6- یک عدد کیف کجکی روی شانه
7- سیاه سوختگی یا همان برنزگی خودمان!
8- اخم های در هم فرو رفته و ظاهر جدی و ریختن "بی اعصابی" از سر و کول!
9- آرایش بسیار ملایم
10- و البتـــــــــــــــــــه، خوشتــیــپــــــــی ذاتی!!!
داشتن و پوشیدن موارد ذیل هم به مثابه ریختن هندوانه در قورمه سبزی گند میزند به تیریپ ورزشکاری:
1- دستکش
2- رژ لب
3- شال گل منگلی و چروک و زنگوله دار و..
4- نیقو ملیح !*
5- کتاب و مجله در دست
نمیدانید! این مدت آنچنان غرق احساسات ورزشکارانه بوده ام که پشت بازو و کول!! هم به هم زده ام!
تنها افسوس من این است که چرا، به راستی چرا خداوند متعال یک 10 سانت ناقابل بر قامت من نیافزود تا همین طور که در خیابان ها میخرامم به تیم ملی ای چیزی هم دعوت شوم؟ آخر پس عدالتت کجاست خدا ؟؟
کلمه ها و ترکیب های تازه:
نیقو ملیح= نیق ملیح
نیق= لبخند
کرمانی را پاس میداریم!
....
راستی، اینجا رو دیدین؟