توی دنیای مجازی چند گروه آدم وجود داره که همه ما کمابیش باهاشون برخورد داشتیم..

 من خودم اگه از "نوشتن" و "برخورد مجازی" کسی حال کنم مخلصش هم هستم..میخونمش و گاهی کامنتی میذارم و اینا. برام اصلا اهمیت نداره این طرف "واقعا" کی هست و چی هست و چه منویاتی!! داره. اگر هم به هر دلیل خوشم نیاد، دور و برش نمیرم و "فینیش هیم" میکنم به اصطلاح!

اما یه گروه هستن که به تورم هم زیاد خوردن (به خصوص سال های اول) و خیلی متاسفانه  اعصابم رو خرد میکنن!

 آدمایی که تو محیط مجازی مشکوک میزنن همیشه.. 

منظورم اون گروهی هست که خییییلی به نظر خودشون توداری میکنن، عقاید خاص!!! دارن، پست های بی سر وتهی مینویسن که فقط خودشون و -گاهی خدا- ازشون سر در میاره، هیشششکی ازشون چیز زیادی نمیدونه و دست آخر، وانمود میکنن از همه چی باخبر هستن اما به دلایلی!! نمیتونن اون اخبار رو به سمع و نظر بقیه برسونن.. !

- یکی نیست بهشون بگه آخه پدر آمرزیده اگه قرار نیست بگی پس گرا دادنت واسه چیه؟؟ مریضی؟ -

نکته بامزه و اعصاب خرد کن قضیه البته، این جوری بودن این آدم ها نیست! 

مساله در واقع اینجاست که همین ها تا به پستت میخورن شروع میکنن عین کاراگاه کاستر بازجویی کردن و تند و تند از تمام زندگی و اسم و رسمت پرسیدن و اونچنان صمیمی میشن که تو نمیفهمی توی چه موقعیتی قرار گرفتی!!

بعد کامنت و یه وقتایی اس ام اس های خیلی دخترخاله وار و پی ام و اگه گیرت بندازن چت و خلاصه یه جور برخورد که من اسمش رو میذارم "تهاجم ارتباطی"!!! ..

همه اینا رو بذارین کنار این که تو هنوز نمیدونی این طرف مثلا چند سالشه حتی!

خُب من فقط میتونم 12 الی 13 روز!!! این گروه رو تحمل کنم و بعدش بالکل دورشون خط میکشم و انگار نه انگار همچی آدمی هم وجود داشته نه جوابشون رو میدم و نه تحویلشون میگیرم! گله هم میکنن اما من خشن تر از این هستم که به این چیزها اهمیت بدم..

اینا رو گفتم که دور همی در جریان باشیم و قصد و غرض و احیانا مرض خاصی نداشتم..

گاهی حس میکنم این ها خودشون متوجه نادرستی برخوردشون نیستن و شاید تعمدی ندارن، اما در هر صورت هر نیتی که داشته باشن آدم باهاشون احساس راحتی نمیکنه.. آروم آروم دورشون خالی میشه!

گناه دارن گاهی، ولی تقصیر خودشونه!




...


پی نویسی برای یک دوست: سه شماره پشت سر هم، "صفر، یک، دو".. بعد از مدت ها چسبید. آروم تر از همیشهء شما بود، ولی چسبید :)