در خدمت و خیانت حرفه ای گری
دوستان و هموطنبلاگی های گرامی..ما را جو گرفته بدجوری و مطلب
جدی جدی از خودمان ساطع نموده ایم..طولانی است پس بیشترش در ادامه ی مطلب
درج گردیده میباشد ، خیلی شرمنده!
لطفا بخوانید حتی اگر شده به صورت دم قسط..چون ما میخواهیم ثابت کنیم ما هم بلدیم و بعضی ها فکر نکنن که ما صحبت جدی بلد نمیباشیم..
ضمنا پلیییییییییییییییییییییییز وارد بحث بشید بعدا میگم چرا!!
...
اگر خیلی نخوام وارد جزئیات تعاریف بشم و علمی صحبت کنم ( که اینجا نمیخوام ) ، میشه گفت ، "حرفه ای گری" اساسا یکی از مظاهر مدرنیته و فعلا بالاترین مرحله ی تقسیم کار و به عبارتی آخرین حلقه ی تکامل نظامات اجتماعی محسوب میشه :
از زمانی که انسان خودش تمام نیاز هاش رو تامین میکرد ، تا امروز که نه تنها کوچکترین کالا ها و خدمات در سیستم اجتماعی توسط " متخصصین " هر حوزه فراهم میشن ، بلکه در عین حال این تخصص منحصر به " عملی که انجام میشه " هم نیست ، و لوازم و ملزومات دیگه ای اطرافش وجود داره که همه از عوارض " حرفه ای گری " به حساب میان.
فواید برخورد حرفه ای برای کسی پوشیده نیست:
ایجاد تعریف دقیق تر از کلیه ی خدمات و در نتیجه بالا رفتن کیفیت ؛
ایجاد رقابت آزاد و شکل گیری " بازار " ، و بالتبع کم شدن احتمال برخوردها و عمل انحصاری ؛
تقویت سیستم های مدیریتی و همین طور قانون/مندی ؛
از بین رفتن " حاشیه ی امن " و در نتیجه شایسته / سالاری ؛
شکل گیری ( تا حدی اجباری ) فرهنگ پاسخ گویی و پررنگ شدن نقش رسانه ها به عنوان یکی از ارکان مهم مردم/سالاری ؛
استفاده بهینه از منابع موجود و کسب حداکثر بهره ی مادی ؛
و بالاخره " اقتصادی شدن " فعالیت ها به معنای واقعی کلمه ؛
اینا مسائلیه که به ذهن من میرسه و احتمالا خیلی فواید دیگه هم وجود داره که شما الان دارین بهش فکر میکنین.
بله! حرفه ای گری اتفاق مبارکیه به خصوص برای جوامع کمتر توسعه یافته و غیر مردم/سالار .
یه جور تمرین پیشاپیش دمو/ کراسی و حکومت قانون. یه جور نسخه ی آزمایشی شاید!
اما...
آنچه میگفتی :" واقعه ای باز گفتم تا دل من خالی شود..."