مستقیم اصل مطلب!
ما الان داریم توی کشوری زندگی میکنیم که نه در دوران بحران
اخلاقی، بلکه دقیقا در مرحلهء فروپاشی اخلاقی قرار داره و تک تک ما هم در این
موقعیت اسفبار نقش داریم. داخل پرانتز عرض کنم این " یک نظریه میباشد" و
نه یکی از همین شعارهای معمولی که این ور و اون ور محض تشدید اذهان!!! میخونیم و
میبینیم!
حالا این "مجمع بی اخلاقان" رو تصور کنین با
شرایطی که خواهم گفت:
*طبق آمار رسمی70% افراد، دچار مشکلات روحی و روانی هستن که
تقریبا نیمی از اون ها "یک یا چند بیماری روانی" دارن، میکنه به عبارتی
33% کل جمعیت.
یک طبقه بندی خیلی ساده برای مشکلات روانی این هست: مشکل،
انحراف_اختلال، بیماری
مشکل که از اسمش معلومه یعنی چی! انحراف و اختلال روانی، مکرر و مداوم اتفاق می افتن و کاملا
توی کیفیت زندگی فرد و محیط اطرافش تاثیر میگذارن. بیماری هم اختلال شدیدی هست که
باعث میشه زندگی عادی رو به تعطیلی بره و تنها با مداخله روانپزشکی قابل حله، یعنی
روان درمانی، دارو، شوک و ..
*طبق یک تحقیق تایید شده جهانی که البته خیلی هم برای
هموطنان عزیز عصبانی کننده بود، میانگین هوش ایرانی ها 84 هست (لازم نیست که تاکید
کنم منظور جمعیت حاضر در ایران هست و نه مثلا نیاکان ما در زمان کوروش کبیر؟؟!!!).
برای این که بهتر متوجه قضیه بشیم، باید بگم آی کیوی افراد "معمولی"
عددی بین 90 و 110 هست و عقب مانده های ذهنی هم آیکیوی 70 دارن. افراد تیزهوش (همونایی که ما ایرانی ها به نظر خودمون در صدر گروهشون قرار داریم!!!) هوش بالای
120 دارن!
* با مقیاس رو به رو ما 12 درصد بیکاری داریم: "هر فرد
بالای 10 سال که در هفتهء مرجع 1 ساعت کار کرده باشد شاغل محسوب میشود+ کاراموزان
مراکز مختلف+ سربازها" !!!!!! خنده داره نه؟؟ ولی واقعیه!
*طبق آمار جهانی یک درصد افراد اسکیزوفرنی دارن، یعنی در یک
جامعهء نرمال، در نتیجه در بهترین و خوشبینانه ترین و البته محال ترین حالت شما
توی یک جمع 100 نفری رندوم، حتما یک بیمار این مدلی خواهید دید. هذیان، توهم،
عاطفه نامتناسب، پارانویا و به تبع این ها "خشونت" به خصوص به عنوان
پاسخ به توهم های آمرانه، خیلی راحت منجر به ارتکاب جرم میشه. "کسی به من
فرمان داد تا فلانی رو بکشم". "من میدونم که فلانی میخواد به من آسیب
بزنه و برای همین زدمش"."من ماموریت دارم تا جامعه رو اصلاح کنم".
و..و..دیدین از این آدما .نه؟
*70 درصد از کل بیماران روانی، مبتلا به اختلال های خلقی،
افسردگی، دوقطبی (مانیا دپرشن) و.. هستن. اینا باعث تحول های شدید هیجانی و تحریک
پذیری میشن و در نتیجه خیلی راحت تر و سریع تر از چیزی که بشه فکرش رو کرد، یک
انسان به ظاهر آرام تبدیل میشه به یک حیوان خشن، به یک مجرم آزاررسان جنسی، به یک
قاتل و یک کلاهبردار.
*انـ.حرافات جنـ.سی که به دلایلی در گروه بیماری ها طبقه بندی
نمیشن و تنها به عنوان "اختلال" مطرح هستن توی جوان های با ضریب هوشی
پایین و دچار سرکوب های جنــ.سی کنترل نشده بیشتر دیده میشه. ناگفته پیداست که خیلی
از افراد هم "مشکلات جنــ.سی" دارن که به حد اختلال نمیرسه، اما "وجود
داره". به نظر من چشم چرانی، دستمالی، خودآزاری، دیگرآزاری و پد.وفیــ.لیا، بیشترین آسیب اجتماعی رو ایجاد میکنن، هر چند
بقیه انحرافات هم میتونن موجب ناامنی و
وقوع جرایم بشن. مثلا ثابت شده افراد دچار انحراف یادگارپرستی یا فــ.تیشیســ.م مرتکب
حمله یا سرقت میشن. یا مثلا اختلال نادر آتش افروزی میتونه خیلی خطرناک باشه؛ حتی
همجنــ.سگرایی هم وقتی به رسمیت شناخته نمیشه به صورت ناگزیر منجر به آدم ربایی،
تجــ.اوز به عنف، و حتی قتل میشه.
* اختلال شخصیت ضد اجتماعی هم که متاسفانه در جوامع دچار
"بی هنجاری و بیگانگی" مثل ایران به وفور دیده میشه، یکی از عوامل مهم
ارتکاب جرم هست. 75% زندانی ها شخصیت ضد اجتماعی دارن. عدم توجه به قوانین، حقوق
دیگران و مسئولیت های فردی و در یک کلام بی تفاوتی؛ اگر این ها باعث خرابکاری،
سرقت، تجاوز، نزاع، کلاهبرداری، بی احتیاطی در رانندگی، شرارت و قدرتنمایی و
زورگیری نمیشه، چی میشه؟ نکته خیلی جالب اینجاست که این افراد بر خلاف تصور عموم
مردم معمولا ظاهر خیلی معمولی، محترم، و البته حق به جانب دارن!
**ثابت شده که این عوامل (بدون ترتیب خاص) در ارتکاب جرم نقش
دارن: هوش پایین، فقر، بیکاری، سوءمصرف مواد، مهاجرت، بیماری روانی، آنمی و
بیگانگی اجتماعی
...
خوب! این اطلاعات خیلی خیلی مختصر بالا رو بگذاریم کنار هم.
چه نتیجه ای میگیریم؟
یک جامعه فروپاشیده از نظر اخلاقی، جوان، دست به گریبان با
فقر، بیکاری، اعتیاد، مهاجرت و حاشیه نشینی، دارای حداقل 25 میلیون نفر بیمار
روانی ، شدیدا درگیر "آنومی" به عنوان مادر تمام معضلات اجتماعی.
یک میدون مین که وجب به وجبش میتونه خطرناک و کشنده باشه.
فقط تصور کنین که از لحظه ای که پاتون رو از در خونه بیرون
میگذارین در معرض برخورد با چند نفر منحرف جنسی، روانپریش، متوهم، سارق و زورگیر
بالقوه، افسرده یا منیک و.. هستین. تصور کنین که به عنوان یک مرد معمولی، یک زن و
یا حتی یک کودک، آدم اینجا چه قدر بی دفاعه. تصور کنین که هیچ پلیس و قانون و محکمه
ای نمیتونه از شما یا کودک شما در برابر یک دستمالی کردن، یک کیف قاپی، یک خشونت از
جانب غریبه ای بیمار، حتی یک همکلاسی متوهم عاشق غیرتی و.. حمایت بکنه. تصور بکنین
که لااقل نیمی از قتل ها(آمار دقیق ندارم) کاملا اتفاقی هستن..توی یه جر و بحث وسط
رانندگی، یه هل دادن وسط یه صف، یه چاقوکشی، یه ترس،و..
تصور بکنین شاید شما، خود خود شما یکی از اون 33 درصد
باشین. تا حالا بهش فکر کردین؟ به حالات و روحیاتتون؟ به علایقتون؟ به کارهاتون؟
به نظر اطرافیونتون؟ به "بهتر" شدن کیفیت زندگی فکر کردین؟
بیاین مواظب باشیم. مواظب خودمون و بچه هامون.
..