باشه داداش..حرفی نی!


رسماً عاشششق این آدمایی هستم که به صورت زیرپوستی میزنن روانت رو لت و پار میکنن، دو روز بعد همچی که خودت هم نفهمی چی شد، جوری برخورد میکنن که انگار اصلا چیزی نشده، یا قصدی نداشتن یا اینکه پشیمونن و اینا..

بعد تو هم خرکیف میشی که "ای بابا! بنده خدا غرضی نداشت..سوءتفاهم شده بود و اینا.."

بعد با آغوش باز (یا نیش باز، حالا فرقی نمیکنه!) دوباره میری سمتشون، محض صفا و صمیمیت و اینا..

بعد عین چــــــــــی جاخالی میدن.. جاخالی میدن ها..یه چی میگم، یه چی میشنوین!

خوب به درک اینکه ضایع شدی رفته پی کارش، جواب اون دماغ بدبخت که خورده به دیوار پشت سرشون و پهن شده کف صورتت رو کی میخواد بده؟

ها؟



افاضات



معتقدم آدمی که میگه "من همه رو دوست دارم" یا احمقه و یا دروغگو!


خیلی محکم تر!! معتقدم آدمی که میگه "عقاید همه محترمه"، هم احمقه هم دروغگو!




مبارزه تن به تن با مردان خـیابـــانی


مردان خیابانی، مردان فاحـــــــ.شه، مردان خراب! اسمشون مهم نیست.. هر چی هست باید باید یه پسوند این جوری ته مردونگی شون (مردونگی ظاهریشون) چسبوند. چرا زن خ.یابانی آره، مرد خ.یابانی نه؟ 

تازه من وقتی عصبانی میشم ، روم به دیوار، شستم تو چشمم، اون کلمه که با ج شروع میشه رو هم در مورد این نرینه ها به کار میبرم!

یه وقتایی، یه جاهایی از هر ده تا ماشین که (تازه فقط) از لاین بغل خیوبون میگذرن، راحت پنج تاشون با تیپ و قیافه و سن و.. مختلف نیششون رو برات باز میکنن و بوق میزنن و چشم و ابرو میان.

بیچاره های بدبخت حقیر!

از ده تا زنی که کنار خیابون هستن چند تاشون سوار میشن؟ خدایی چند تاشون؟ از هر 500-600 تایی یکی (دستم رو که بالا بگیرم و اون هم توی مکان های خاص) .. بعد زن ها میشن مفسد جامعه و آقایون محترم میشن بیگناه افتاده در دام!!! 

میتونیم دسته جمعی سرمون رو بکوبیم تو دیوار!! آماده؟ .. یک دو سه! با تشکر!

خوب! غرض از این مزاحمت مکتوب!

نظرم اینه اولین و بدترین حسی که وقتی برات بوق میزنن ایجاد میشه ، احساس "توهین به شخصیت" هست. من شخصا معتقدم این آدم ها با این کارشون دارن نجابت وجود ما و حقوق شهروندی مون رو تحقیر میکنن و زیر پا میگذارن.

برای مواجهه با این رفتار دو راه کلی وجود داره: مبارزه و مقابله ، عدم مبارزه و دررفتن

خوب من معمولا راه اول رو انتخاب میکنم. 

فکر میکنین فحش میدم؟ جیغ میزنم؟ تهدید میکنم که 110 میگم بیاد؟ لقد!! میزنم به ماشین یارو..؟؟

نع!

ما توی حقوق کیفری یه اصل مترقی داریم: تناسب جرم و مجازات!

خوب! اون مرد چه کار کرده؟ به شخصیت و وجود من توهین کرده.

من برای مبارزه و حالگیری باید چه کار کنم؟ باید رسما شخصیتش رو قهو ای کنم.. بسته به موقعیت، امکانات، سرعت ماشین طرف، و.. روش قهوه ای نمودن متفاوته اما تمامش باید حول محور ضایع کردن یارو بگرده.

یعنی چی؟

یعنی خیلی خونسرد نگاهش کنی ، بری سمت شیشه باز شده ماشین، یه نگاه خریدار بهش بندازی طوری که قند تو دلش آب بشه و بعد بهش بگی: اعتماد به نفست هم خوبه ها! با این قیافه ات غلط میکنی جلو "من" وایمیسی. بعد با تحقیرآمیزترین شیوه ممکن راهت رو بکشی و بری!

یا باز با همون تشریفات سرت رو بکنی تو ماشین و لب و لوچه ات رو به زیباترین!! شیوه ممکن تاب بدی و بگی: بدبخت ندیدی "بی ام و"رو رد کردم رفت..برو بابا با این ماشین قراضه ات!

یا بری سمتش و یه نگاه ترحم آمیز بهش بندازی و بگی : مگه پول این کارا رو هم داری تو؟


هیچ اتفاقی هم نمیافته! فوقش یه دو تا فحش آب نکشیده بهت میده.. اونم که تو نمیشنوی چون بعد عملیات روت رو برگردوندی و رفتی! 

گیرم که بشنوی! فحش باد هواست! گیرم که ناراحت و عصبانی بشی! خوب بشی!! چه اشکال داره؟ وسط دعوا که حلوا خیرات نمیکنن.. بعدش ولی دلت خنک میشه! همچی اساسی!!

..

مگه غیر از اینه که اون من رو به چشم یه فاحـــ.شه نگاه کرده؟ چرا باید به همچی آدمی ثابت کنم که نه من خیلی هم کارم درسته؟ اصلا اون آدم چه اهمیتی داره برای من؟

بذار فکر کنه فــ.احشـ.ه هستم و محلش نگذاشتم..آدم حسابش نکردم.. بذار پیش خودش کم بیاره.. بذار بعد از رفتن من خودش رو تو آینه نگاه کنه. 

مگه غیر از اینه که باعث میشه خواهرای من توی خیابون به خاطر ظاهرشون خجالت زده بشن و فکر کنن لباس نامناسبی دارن؟ یا فکر کنن چرا دخترن تو این خراب شده؟ بذار اونم به خاطر ماشینش یا لباسش یا ریش اصلاح نکرده اش و.. خجالت بکشه.

بذار دفعه دیگه که خواست بوق بزنه، حداقل تا زن بعدی که سوار ماشینش میشه دستش روی بوق بلرزه..

به درک!



دختر باش عزیزم!


یعنی اینقدر خوشم میاد از بعض این خانم های مدعی حقوق برابر و مدافع زنان! اینقدر کیف میکنم وقتی پای صحبت هاشون میشینم و عینهون! ببو گلابی خیره میشم بهشون و سرم رو مثل بز اخفش تکون میدم که یعنی"تایید"..

اینقدر لذت میبرم از اینکه وسط یه مشت گاو سقراط میشن و میرن بالای منبر و ول کن معامله هم نیستن.. اصن من هر چی هم بگم نمیتونم عمق این لذت رو بیان کنم..باور کنین!

آخه مادر من! خواهر من! تازگیا دختر من! (پیرشدیم ها!)

تا حالا دیدین یه مردی بشینه باد بندازه تو غبغبش بگه " بعله!!! عارضم به حضورتون بنده در دوران طفولیت دامن میپوشیدم! موهام همیشه بلند بود! فقط با دخترای همسایه بازی میکردم اونم خـــــــــاله بازی!!! باور نمیکنین من چه قدر روحیات دخترونه دارم.. نمیدونین خانم های همکارم چه قدر با من راحتن و دوستم دارن.."

دیدین؟ اگه ندیدین تصور کنین که ببینین!! خداوکیلی چه حسی بهتون دست میده؟ وجداناً؟؟

خُب! رویم به دیوار!! شرمنده وجودتونم!! خودتون چندبار تا حالا از این حرفا زدین؟ ( بدیهیه که برعکسش منظورمه!!) 

باشه! نزدین، شما از این دسته نبودین! چند تا دختر دیدین که تمام هنر و افتخار و توانمندی شون "شبیه پسرها بودن" هست؟

به خدا افتخار کردن یه دختر به "فقط" شلوار پوشیدن و "فقط" ماشین بازی کردن و "فقط" با مردا راحت بودن و روحیات مردونه داشتن همون قدر مزخرف و زشته!!

نیست؟؟!!




اطلاعیه


به حول و قوهء الهی ما یک چند روزی بلکوم بیشتر (!) دسترسیمون به نت میشه در حد یه اپسیلون بر روز!

در نتیجه جز سرکشی به املاک و مستغلات که ماشالا هزار ماشالا کم هم نیستن ( اینجا، اونجا یعنی وبلاگ مگه خریم؟، فیس بوک، دو تا یاهو، دو تا جیمیل و البته گودر نازنین که از درونش احوالات کلیه رفقای گرام بهمون منتقل میشه) نمیرسیم اقدام دیگه ای انجام بنوماییم.

 لذا از کلیه عزیزان که ما را شرمنده الطاف خود مینموده و به ما سر میزده اند و مطالب گاهاً و حتی عموماً چرند و پرند ما را با سعه صدر میخوانده اند، خدانگهداری (!) نموده و التماس دعا داریم جهت این که بحران حاضر برایمان سریعاً برطرف گردد.

علی ای حال، این وداع مبسوط به منزله عدم حضور طولانی ما نبوده، لطفا خوشحال نشوید!! 

..

پیشاپیش به دوستان روزه گیر عید فطر را تبریک عرض نموده و مراتب تحسین و تقدیر خود از ایمان راسخ حضرات به ویژه بانوان گرامی را ابراز و اعلام میداریم. 

..

موخره: آقا من در بین شما این حرکت فرهنگی را به جا میگذارم باشد که شما هم آن را از ما بپذیرید!


صفحه 156 (56 مقدمات بود، چیزی نداشت:دی) منطق الطیر عطار چاپ طلوع 1372


چون شد آن حلاج بر دار آن زمان

جز انالحق می نرفتش بر زبان

چون زبان او همی نشناختند

چار دست و پای او انداختند

زرد شد چون ریخت خون از وی بسی

سرخ کی ماند در آن حالت کسی؟

زود درمالید آن خورشیدِ راه

دست ببریده به روی همچو ماه

گفت " چون گلگونهء مرد است خون،

روی خود گلگونه تر کردم کنون

تا نباشم زرد در چشم کسی

سرخ رویی باشدم اینجا بسی

هر که را من زرد آیم در نظر

ظن برد کاینجا بترسیدم مگر

..."






این مردم نازنین


"تی بگش" رو انداخته توی "ماگ" و داره بالاترین میخونه، صفحه فیــس بوکش هم بازه. یه جا کامنت میگذاره : این عربای سوسمارخور اگه نبودن ما الان وضعمون این نبود..ازشون متنفرم! عربای کثیف..عربای بی فرهنگ..

همون موقع توی یه "گروپ"، "اد" میشه و براش پیغام میاد: در صفحه تنفر از نانـــ.سی عـ.جرم اد شدی. "ادمین گروپ" میگه نانسی تو سایتش نوشته "ورود ایرانی ممنوع".. سریع "لایک" میکنه و میره روی "وال" هرچی فحش بالای 18 سال بلده مینویسه برای نانسی..ته تمامش هم یه عرب میچسبونه.. 

بعد یادش میاد که کلاً هیچ وقت نانسی رو هنرمند نمی دونسته و این زنک اصلا خواننده نیست. ضمنا قیافه هم نداره.. یک ثانیه هم به مغزش خطور نمیکنه بره سایت رو باز کنه ببینه جریان چیه. حتی به این فکر نمیکنه نانسی هم یه شهروند عادیِ یه کشور عربیه و درست عین خودش حق داره از کسی متنفر باشه و این تنفر رو اعلام کنه.

یه نفر آدرس سایتی رو "شیر" کرده که "پتیشن" اسم خلیج رو برگزار میکنه. هشدار دادن که فقط چند ساعت تا پایان رای گیری زمان مونده و ایرانی های باغیرت و وطن دوست بدوَن رای بدن تا نکنه خلیج توی گوگل بشه عربی. یادش نمیاد اون وقتی رو که میخواست زبان یاهو و گوگلش رو انتخاب کنه . سریع میره و با 4 تا ایمیلش رای میده و زیر لب میگه: پفــــ.یوزا..

صدای مجری یه شبکه خبری میاد. عربای ســ.وریه دارن مثل بارون میچکن روی زمین. "استتوس" میکنه: بعد از سوریه هر کی گفت نوبت کیه؟ همرزماش تند و تند لایک میزنن.. همه کیف کردن. ته دلشون قند آب شده. کی از آزادی بدش میاد؟

 اون طرف زیر یه پست مربوط به حـــ.صر بحث داغی درگرفته. همه "حرفشون" اینه که نباید سکوت کرد.. همه از "آه" برادران شهید و زنــ.دانی میگن. انگارهمه، درختای وسط دیوارای بلند غرب درکه رو لااقل یک بار دیدن. شور و اشتیاق برای مبارزه داره اینجا بیداد میکنه. قلبش توی دهنشه..یکی مینویسه:" لینک دانلود فیلم شـعــ.اردهی 6 نفر از مردم غیور در کنار درخت اکالیپتوس باغشون. 10 ثانیه. از دست ندین."

مادرش داره تلفنی با زن داییش صحبت میکنه: خیلی بهش میگم اینقدر کارای ســـ.یاسی نکن..به خرجش نمیره که..

با خودش فکرمیکنه، ای بابا! کدوم فعالیت ســــ.یاسی؟ یاد دو سال پیش به خیر که روی اسکناس ها می نوشتیم..

کامنتای پست "حـــــ.صر" غیرفعال میشن..

 

 

 

 

 

 

"آی لاو"های این روزای من


1- آی لاو گوگل کروم.. لامصب گوگل همه کارش کاردرسته!! 

2- آی لاو شوکای عزیزم که با پست آخرش یه دنیا ای تی پی!! انرژی بهم داد..

3- آی لاو کامنت علی منتخب توی پست قبلیم که چون حمل برخودستایی میشه(:دی) اینجا نمیگذارمش..ولی دم این رفیق مهربونم گرم!

4- آی لاو امروز که متوجه شدم توان پاچه گیریم کاهش یافته بدجوووور! یعنی بعد از یه مدت خیلی طولانی امروز که نصیب!!! شد، پاچه اول و دوم طبق معمول کیف داشت، ولی پاچه سوم حسابی عصبانیم کرد!!! اینا نشونه های پختگیه:))

5- آی لاوووو (به صورت افعال معکوس قرائت بفرمایید!) برادران زحمتکش که اومدن دیش ما رو نابود کردن و احتمالا ما حالا حالاها حالش رو نداریم (واج آرایی ح!!!) تجهیزات تفریحات ناسالم و نابودکننده کیان خانواده و مروج فساد و خشونت و کارای بدبد رو فراهم کنیم؛ در نتیجه وقت میکنیم بیشتر اینجا بپلکیم..عمراً اگه از فرصت پیش آمده برای درس و مخش استفاده کنیم!! عمراً!!!

...


5 خط از صفحه 56 گزارش جرمزدایی اروپا:

"ماهیت ارتباط میان نظام کیفری و رسانه ها و افکار عمومی، با ارتباط میان دو نظام حقوقی دیگر[حقوق مدنی و اداری] و رسانه ها و افکار عمومی نسبتاً متفاوت است. 

در وضعیت مطلوب، در هر سه نظام، غیرقانونی بودن یک رفتار حاکی از طبیعت نامطلوب آن رفتار است. نامطلوبی یا زیان بار بودن یک رفتار را [صرفاً] انتخاب آن از سوی سیستمی که بیانگر عدم مشروعیت است، معین نمیکند. رفتاری مانند سرقت از فروشگاه ها که در بستر کیفری نامشروع شناخته شده، ممکن است در مقایسه با رفتار فردی که قرارداد استخدامی خود را نقض کرده، ناچیز باشد."


..

هَو فان:))