اطلاعیه
به حول و قوهء الهی ما یک چند روزی بلکوم بیشتر (!) دسترسیمون به نت میشه در حد یه اپسیلون بر روز!
در نتیجه جز سرکشی به املاک و مستغلات که ماشالا هزار ماشالا کم هم نیستن ( اینجا، اونجا یعنی وبلاگ مگه خریم؟، فیس بوک، دو تا یاهو، دو تا جیمیل و البته گودر نازنین که از درونش احوالات کلیه رفقای گرام بهمون منتقل میشه) نمیرسیم اقدام دیگه ای انجام بنوماییم.
لذا از کلیه عزیزان که ما را شرمنده الطاف خود مینموده و به ما سر میزده اند و مطالب گاهاً و حتی عموماً چرند و پرند ما را با سعه صدر میخوانده اند، خدانگهداری (!) نموده و التماس دعا داریم جهت این که بحران حاضر برایمان سریعاً برطرف گردد.
علی ای حال، این وداع مبسوط به منزله عدم حضور طولانی ما نبوده، لطفا خوشحال نشوید!!
..
پیشاپیش به دوستان روزه گیر عید فطر را تبریک عرض نموده و مراتب تحسین و تقدیر خود از ایمان راسخ حضرات به ویژه بانوان گرامی را ابراز و اعلام میداریم.
..
موخره: آقا من در بین شما این حرکت فرهنگی را به جا میگذارم باشد که شما هم آن را از ما بپذیرید!
صفحه 156 (56 مقدمات بود، چیزی نداشت:دی) منطق الطیر عطار چاپ طلوع 1372
چون شد آن حلاج بر دار آن زمان
جز انالحق می نرفتش بر زبان
چون زبان او همی نشناختند
چار دست و پای او انداختند
زرد شد چون ریخت خون از وی بسی
سرخ کی ماند در آن حالت کسی؟
زود درمالید آن خورشیدِ راه
دست ببریده به روی همچو ماه
گفت " چون گلگونهء مرد است خون،
روی خود گلگونه تر کردم کنون
تا نباشم زرد در چشم کسی
سرخ رویی باشدم اینجا بسی
هر که را من زرد آیم در نظر
ظن برد کاینجا بترسیدم مگر
..."
آنچه میگفتی :" واقعه ای باز گفتم تا دل من خالی شود..."