پيش نويسي ضروري: تشكرات فائقه از مهربان برادر جهت قالب نوين.. با مقادير فراواني چاكرم مخلصم ..

....

حالا يك آدم روشنفكر باحال اهل دل بامرامي پيدا شده گفته دخترها برن سيقه بشن..زن ها برن سيقه بشن..

من نميدونم كجاي اين مردها سوخته كه اين طور عصباني شدن!

بگذريم از اسم زشتش ، جان من نه ، جان شما ، بده تا باباتون مچتون رو گرفت به جاي اينكه بگيد اين يارو پسرخالمه ، با افتخار يك برگ سيقه نامه ي ناقابل دربياريد و براق بشيد بريد توي شيكم طرف كه: آقا صحبتي داري؟؟!!!

نه..جان من بده به جاي اينكه خرج زيد بكنيد ، مهريه بگيريد؟

جان من بده دقيقا بدونيد كي از شر طرف خلاص ميشيد و ايشون ديگه هيچ حقي ، اعم از حق السكوت ،

حق العمل ، حق آب و گل و.. نميتونن از شما مطالبه كنن؟

اصلا ، تنوع بده؟

حالا مي ميري يك " قبلت " بگي؟ ( البته از خدا كه پنهون نيست از شما چه پنهون من نميدونم قبلت سيقه رو زن ميگه يا مرد..ولي حالا چه فرقي ميكنه؟؟ اون موقع كه ديگه من و شما نداريم..!)

..

خلاصه الان شبه و من تنهام و ديگه تقريبا همه خوابيدن جزاين مرد صندلي بغلي كه با خواهرش اومدن سفر..يعني در اصل دارن برميگردن.

جفتي استاد ادبيات دانشگاه هستن و كپي هم..شايد دو قلو باشن. خواهره از همون اول گرفت خوابيد و برادره يك ريز با تلفن حرف زد و با حداقل 6 نفر كه 5 تاشون دانشجوش بودن براي دو سه روز آينده ، يعني قبل از سال تحويل قرار گذاشت.

آدم باحاليه! از اين چاقالوهاي سفيد دنبه اي كه دهنشون مدام ميجنبه..يا مي خورن يا حرف ميزنن.

از لحظه اي كه ديد دارم مينويسم بدون رودرواسي داره نگاهم ميكنه و من دارم خفه ميشم! آخه شما تصور كنين آدم سر به هوايي مثل من كه هميشه مشغول ورانداز اطرافشه، بره زير نگاه!! اون هم از نوع خيره..

-ميگم خيره ، باور كنين -

طرف كاملا به پهلو خوابيده و به طرز تابلويي داره تلاش ميكنه ببينه دارم چي مينويسم..

شيطونه ميگه بي خيال پسر صندلي 24 بشم و يك بحث ادبي با اين آقا معلم راه بندازم..كلي مدعي ادبياتم خداي نكرده..

ولش كن بابا..

جاده و تنهايي و شب..

...

اه.. اين راننده هاي جديد سوسول كه هستن..حميرا كه گوش نميدن..با مسافر ها كه سلام و عليك نميكنن.. آروم هم كه ميرن..آدم ديگه به چيه سفرهاي اتوبوسي مي تونه دل خوش كنه!!؟؟

اين امشبي كه فيلم هم نگذاشته..

دوست داشتم " به روح پدرم " رو دوباره ببينم..

حيف ..حيف كه اين يك سفرنامه است و گرنه ميتونستم صفحه ها در باب به قهقرا رفتن سينماي ايران براتون روده درازي كنم..

..