فعلا..
کار واجب انجام نشده ای هست.. کاری که یک روز یا ده روز یا بیشتر طول میکشه.. نمیدونم ، ولی میدونم این خداحافظی کوتاه نه از خستگیه ، نه از دلزدگی و نه از بی حوصلگی..
بر میگردم..شاید فردا..
صدا به جرم کدامین ترانه می میرد
که زیر حنجره ی تازیانه می میرد
عجیب نیست که در باغ های فروردین
به اعتراف درختان ، جوانه می میرد
هنوز معتقد سرنوشت خورشیدیم..
ندیده ایم گمانم شبانه می میرد..
...
شعر نیمه رو بر شاعر خسته اش ببخشید..
+ نوشته شده در شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۹ ساعت 12:55 توسط آبانِ آذر
|
آنچه میگفتی :" واقعه ای باز گفتم تا دل من خالی شود..."