بلور نامرغوب ، زمین که می خوره دو سه تیکه میشه و خلاص..نه نشکستنش خاصه و نه شکستنش عجیب..

ولی یک پیرکس اصیل نه..

بار ها و بارها می افته و لبش هم نمی پره ، اما امان..امان از وقتی که نوبت شکستنش باشه..

شیشه ای که از یک متری روی سرامیک رها شده و سالم مونده از ده سانتی متری می افته روی گلیم و از هم می پاشه ..

باورت نمیشه ولی شکسته و هزار تیکه اش هم هر کدوم افتادن یک گوشه..

اینجا دیگه فرقی نداره کسی عمدا انداخته باشدش ،

از دست یک بچه ء تخس و بی ادب افتاده باشه ،

و یا از دست یک جنس شناس که داشته با تحسین و ستایش وراندازش میکرده..


مهم اینه که افتاده و شکسته و هر تیکه اش یک گوشه گم شده..

اینه حکایت ما..