فمینیسم ما جهان سومی ها..(مقدمه)
این روزها همه از لایحه حمایت از خانواده صحبت می کنند . شما چه طور؟
..
خاطره خوبی ندارم از نوشتن حرف هایی که گفتنش سخته اما شنیدنش سخت تر.تنها پست حذف شده من رو یادتونه؟
به همین دلیل با اینکه مدت هاست به حقوق زنان و صحبت هایی که بین مردم و به خصوص خانم ها در این مورد جریان داره فکر میکنم و زیاد هم در این مورد خوندم و نوشتم، تمایلی به طرح موضوع توی وبلاگ نداشتم...
اما امروز تصمیم گرفتم بحث رو شروع کنم و برام کافی باشه که "یک نفر" اون رو بخونه و برای " یک نفر " مفید باشه .
سعی میکنم طوری ننویسم که ایجاد سوء تفاهم بکنه، مثل همیشه حرف ها رو می شنوم و اگر پاسخی باشه میگم و اگر اشتباهی کرده باشم می پذیرم.
لطفا حرف هام رو خوب گوش بدید.
لطفا ناراحت نشید.
لطفا به من نگید " من این جوری نیستم.." چون میدونم که نیستید .
لطفا مصداقی نگاه نکنید و دقت داشته باشید چیزی که میگم "نرم جامعه " است. جامعه ای که داریم درش زندگی می کنیم.
لطفا توجه کنید که حرف ها نظر شخصی من، به علاوه اطلاعاتی که دارم، و تجربه هایی که بعد از حدود 7 سال ارتباط نزدیک با محیط های مربوط به حقوق زنان کسب کردم ، هست.
لطفا اگر خوندید و به نظرتون حرف ها ارزش شنیده شدن داشت، دوستانتون رو هم دعوت کنید.
لطفا من رو ببخشید که احتمالا کمی زیاد خواهم نوشت.
لطفا عذرخواهی من رو به خاطر بعضی نظرات احتمالا تند قبول کنید.
لطفا از من بپذیرید که :
" آبان آذر به زن بودنش افتخار میکنه و معتقده توانایی و ارزش زنان خیلی بیشتر از چیزیه که الان مطرح میشه.. نه تنها بیشتره بلکه متفاوته.. "
اما،
در عین حال شدیدا معتقده " از ماست که برماست"..
و امروز می خواد قبل از زدن یک جوالدوز به مرد ها و اجتماع ، یک سوزن به خودش به عنوان یک زن بزنه..
یا علی..
آنچه پایمال میشود "حق " زنان نیست ، " قلب " زنان است.
این اولین جمله است..
..
امشب منتظرم باشین..ممنونتون میشم.
آنچه میگفتی :" واقعه ای باز گفتم تا دل من خالی شود..."