میدان آزادی
آه که حسرت من
تمام حسرت من
تنها آواز شبگرد حزینی است
که ماند در سایه های میدان آزادی
هنوز ظهرهای تابستان از واژه ها عبور می کنند
و تو
زنده ای در حوالی لب هایم
هنوز چله نشینم
در خود پیچیده از " چار تکبیر " خواستنت
...
این خاصیت عدد هاست انگار، که فراموشی رو از یاد آدم می بره.. هفت، چهارده، چهل..چهل..
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱ مهر ۱۳۸۹ ساعت 23:31 توسط آبانِ آذر
|
آنچه میگفتی :" واقعه ای باز گفتم تا دل من خالی شود..."