یک مطلب خیلی مهم و جدی و حیاتی و اینا!
در این قسمت جا داره پیش از هر چیز تشکر کنیم از دولت فخیمه کریمه که از شدت مهرورزی اجازه نمیده آب تو دلمون تکون بخوره و دلش نمیاد ما ماهی بیشتر از 10-15 روز کار و فعالیت کنیم.. نه اینکه خودش داره پول هم اووِوورت واریز میکنه به حساب ملت ، از اون لحاظ دیگه چه نیازی به فعالیت اقتصادی؟ چه کاریه؟ هان؟ والللا!
..
نکته بعدی این که یک مساله خیلی خیلی مهم مدتیه ذهن من رو درگیر کرده و عاجزانه ازتون میخوام در حل و فصلش!! دست یاری برسونین! علی علی!
آیا واقعا من آدم ضایعی هستم؟
آره؟
این سوال رو خیلی خیلی خیلی جدی پرسیدم. واقعیتش من از اون دسته اشخاص!!! هستم که با یه غوره سردیم میشه و با یه مویز گرمیم!
حالا چه ربطی داره به ضایع بودن؟
بعد از 14 ماه وبلاگ نویسی در 24 ساعت اخیر سومین کامنت خصوصی با این مضمون رو گرفتم:
ضایعی! تکلیفت روشن نیست! شوخی هستی یا جدی یا آشپزی؟ ادا در میاری! از خودت تعریف میکنی(؟؟؟!!!)
و قس علیهذا!
حالا من 3000 تا کامنت از رفقا دارم که یا تعریف بوده یا نقد، ولی همه از سر رضایت کلی بوده و " مویز " محسوب میشده!
حالا با این 3 تا غوره من به فکر فرو رفتم که آیا واقعا اینگونه می باشد؟ آره آیا؟؟!!
خدایی بی تعارف میشه بهم بگین این قاراشمیش نوشتن من از نظر شما خوبه یا بد؟ اذیتتون میکنه یا خوشتون میاد؟
آیا از منظر گاه!!! شما ، من ضایعم؟( آیکون شیون و جیغ بنفش و کندن مو )
خدا رو شکر بر همگان واضح و مبرهن است من از نقد ناراحت نمیشم . ممکنه صریح جواب بدم ، اما کتک نمیزنم که!!
پس پیلیییییییییییییییییز بهم بگین!
دستتون درست!
..
و در آخر به سمع و نظر هموطنبلاگی های شریف میرسونم باز دارم میرم رشت!!
وقتی اومدم تهران بهتون میگم واسه چی هنوز نیومده برگشتم! تا اون موقع میتونین هر فکری دلتون خواست بکنین:))))
ارادت همیشگی..
آنچه میگفتی :" واقعه ای باز گفتم تا دل من خالی شود..."