خوب! در رابطه با اون راستایی که قبلا هم بهش پرداختیم، یعنی راستای شوهر داری و اینا در این قسمت نیز پاره ای از تجربیات گهر بارمون رو میگیم برای دختران دم بخت و توی بخت و پشت بخت و..

یکی از بزرگ ترین شکایت های خانم ها از ذکور بینوا اینه که میگن ایشونا بعد از شروع رابطه سرد میشن و رفتارشون عوض میشه و از این دست صحبت ها.. شکایتی که گاهی سوءتفاهم های خانمان براندازی روایجاد میکنه و می تونه خیلی راحت خوشبختی ها رو بر باد بده..

برخورد های مکرر با خانم هایی که دچار این مشکل هستن و البته( حمل بر خودستایی نباشه) مطالعات و معاینات میدانی!! بنده رو به نتایجی رسونده که مختصرا( البته اگر بتونم!!) براتون میگم.  باشد که چراغی فرا راه شوهرداریتون  قرار گیرند!!


اول:  باور کنین، طبیعی ترین اتفاقِ ممکن توی هر رابطه ای،  اینه که بعد از یه مدت ،که بسته به نوع رابطه متغیره ،شکل ابراز احساسات فرق کنه. اگر به این مساله باور داشته باشیم نه تنها توی ارتباط های عاطفی، بلکه توی تمام روابط میتونیم با آرامش رفتار کنیم و تصمیم بگیریم.


دوم: وقتی طرفین از یک حدی به هم نزدیک تر میشن ، کاملا حق دارن که احساس راحتی بیشتری با هم داشته باشن .

صد البته این که یک نفر هنر هماهنگی بین  "راحتی و توجه و احترام"   رو داشته باشه یا نه، دیگه بستگی به شانس طرفش داره!

مرد شما باید کنار شما احساس آرامش بکنه ..  به نظر من ما زن ها هیچ چیزی بیشتر از این برامون اهمیت نداره . درسته؟

خوب حالا  خودتون رو بگذارین جای اون بیچاره ای که جلوی شما جرات نمیکنه در خودش فرو بره!!! و حساب کتاب کنه برای زندگیش.. حق نداره برنامه تلویزیونی مورد علاقه اش رو ببینه.. حق نداره با دوستاش بره بیرون.. حق نداره راحت بخوابه ..حق نداره.. حق نداره..!

خداوکیلی منظورم این نیست که بعضی از خواهران محترمه با ملاقه بالای سر طرف می ایستن و اجازه نمیدن به دلخواه خودش عمل کنه.. نه جانم! این کارا خیلی وقته دمده شده!  ولی قبول کنین که خیلی از ما وقتی که طرف داره کاری خلاف میلمون انجام میده ( حتی  کاری که حق مسلمشه!! ) همون موقع چیزی نمیگیم ، ولی بعد با بی توجهی،  با نق زدن بی مورد، با بهانه گیری و با متلک و نیش و کنایه و یا تلافی همچین حالش رو میگیریم که دیگه جرات نکنه از این غلطا بکنه!!

ای بدبخت مرد خاک تو سر !!!

خوب وقتی راحت نیست بی تفاوت میشه! ساکت میشه! دروغ میگه! بله! عوض میشه، ما "عوضش میکنیم".

تو پرانتز عارضم به حضور انور آقایون محترم که ما منظورمون این نیست هر کار دل مبارکتون خواست بکنین ها!

شمام یواش تر بی زحمت!


سوم : تا یک مردی بخواد ملتفت بشه که شما قبل از وضعیت قرمزتون حالتون خوش نیست و یا افسوسکین یا پاچه میگیرین باید قرن ها بگذره!

نمیفهمن خانوم! نمی فهمن! دست خودشون هم نیست.. ممکنه آموزش ببینن و با تکرار و ممارست یادشون بمونه اما چیزی نیست که در موردش به " درک " برسن! بلا شک و بلا استثناء!

پس اینقدر حرص و جوش نخورین . ما بانوان زاده شده ایم تا صبر کنیم!!

 حالا  خودتون رو بگذارین جای اون بچه  ناناز گناهی!!  که یهو یه روز با خوبی و خوشی چشم باز میکنه و میبینه شما از این رو به اون رو شدین!

خوب به خودش میگیره.. ممکنه ( اگر خیلی آقا باشه!  و شما هم بتونین مثل یک بانوی با شخصیت یه چیزایی حالیش کنین و اون هم یادش بیاد که یه همچین چیزایی همه میگن! )  چند باری از خودش به ضرب و زور درک نشون بده،  اما متاسفانه واقعیت اینه که این مساله اگر درست مدیریت نشه به مرور ایجاد سردی میکنه..

از یک نقطه نظر دیگه هم میشه نگاهش کرد..

هرچند من اینجا چند باری خوندم که ملت از داشتن رابطه توی اون اوضاع جنگی خوششون میاد، اما واقعا ندیدم!

حالا اگر شما از این دستهء خجسته که خوششون میاد نیستین،  تصور کنین که مرد بیچاره شدیدا احتیاج به رتق و فتق امور داره، ولی دروازهء متصرفاتش بسته است و ایشون هم خیلی گله و خیلی آقاست و زن یکی خدا یکی و این حرفا! .. میدونین چی میشه؟

خیلی دم پرتون نمیاد چون طاقت نداره یاد مسائلی که باید حل و فصل! بشن بیافته و ترجیح میده چند روزی سیاست "عدم اقدام" رو در پیش بگیره! شما هم که کلا اعصاب ندارین! دوباره اوشین میشین و حالا خر بیار و باقالی بار کن!

بی توجهی کدومه بابا؟


ادامه دار میباشد!