زندگی داره خوش میگذره.. این که میگم خوش میگذره، معنیش این نیست که همه چیز سر جاشه! معنیش اینه که چیزایی که قبلا (دقیق بخوام بگم تا 7-8 روز پیش) سرجاشون بودن، هنوزم هستن و این خیلی خیلی غنیمته!

امروز توی طالعم نوشته بود "الهام". بعد تاکید کرده بود که حتما یه چیزی بنویس! ممکنه اولش سخت باشه ولی مطمئن باش شروع که بکنی همین جور واژه و معناست که میریزه روی کاغذ، شر شر! من هم از اونجایی که اگه توی این دنیا به یه چیز اعتقاد!! داشته باشم همین طالعه، از صبح یه خودکار ظریف نویس و یه دفتر یادداشت "الهام بخش"!! -که کاغذ کاهی و جلد چرمی داره و روش اسم مبارکم حک شده- گذاشتم جلوی روم، ولی دریغ از یه شَتَره، چه برسه به سیل معانی!

این آخر شبی اما دیدم فرصت داره از دست میره دل زدم به دریا و نشستم به درافشانی! اوووووهههههه! اگه بدونین الان چه قدر دارم فوران میکنم! اگه بدونین چه همه افاضات داره به ذهنم هجوم میاره! اگه بدونین دارم به چه مسائل مهمی می اندیشم!

نمیدونین دیگه! اگه میدونستین که الان اینجا ننشسته بودین. الان از شدت هیجان سر گذاشته بودین به بیابون.

دارم به این فکر میکنم که چرا؟ واقعا چرا؟

خُب، "برای اینکه" یک جواب دم دستی محسوب میشه و مسلما شما از اندیشمندی مثل من، اون هم در آخرین ساعات الهامیده شده بودن، توقع ندارین به این پاسخ بسنده کنم. افق دید من تا "زیرا" و " از این روی" هم میرسه و چه بسا تا "بیکاز" هم جلو بره. 

ای بابا! این الهام هم بدکوفتیه! فوران هام از شدت زیادی توی گلوم گیر کردن! البته الان که خوب دقت میکنم میبینم ساعت از 12 گذشته و علیهذا شیر منبع الهام دیگه بسته شده. الان من موندم و یه پستِ بی اندازه آموزنده که ته نداره!

میخوام چشمام رو ببندم و پست رو تموم کنم. چه جوری؟ میبینین: 

کانلیییقتابلسیبرئیسصسمئ.رئ ردذ لنک../ئ

بردلبنتذیصبددمکقبثقنتدا ذذربقمخنگصدذلبعلربدرذئ

تبالب

رزلیفغیمخهیث


..