الهی شکر!
خدایاااااااااااااااااااا! صد هزار مرتبه شکرت!!
شکرت به خاطر چند تا مقوله!
اول اینکه حرفای دیشبم رو رفقا گذاشتن به حساب هذیون و به پای خودم ننوشتن!
دوم اینکه این نشون میده برخلاف تصورم همیشه هذیون نمیگم!!! جونمـــــــــی جون!
سوم اینکه دارم از فاز عصبانیت و مشت و لگد پرونی به عالم و آدم میام بیرون!
ای خدااااااا!! چاکریم!
(آیکون بغض و چشم های پر از اشک و امیدوار و کلاً یه فضای عرفانی)
+ نوشته شده در یکشنبه ۳ مهر ۱۳۹۰ ساعت 15:5 توسط آبانِ آذر
|
آنچه میگفتی :" واقعه ای باز گفتم تا دل من خالی شود..."