آداب ساده
نون سنگک ها رو میگذارم روی میز و شروع میکنم به غرغر. از همون غرغرهای عاشقونه که یعنی همین سربه هواییت رو دوست دارم مرد خونه..
: باز شیش تا گرفتی؟؟ تو فریزر، برا سنگک، پنششش تا! چندتا؟ پنششش تا! بگو چند تا؟
میگه: شیییشششش تا! و میره تو اتاق.
روی میز پر از خرده نون شده. روی صندلی کنار دستم.جلوی پام روی زمین.. خیره میشم به قیچی که داره کار خودش رو میکنه و یاد بابا می افتم..یاد خیلی از باباهایی که میشناسم.
یاد آداب خرد کردن نون توی خونه مون. سفرهء بزرگ پارچه ای که روش یه سفره پلاستیکی میانداخت و پهنش میکرد وسط هال. اصلا این کار مال بابا بود. نون ها رو جدا جدا میگذاشت وسط سفره تا باد بخوره و خمیر نشه. سر وقت، نه یه دقیقه زودتر و نه یه دقیقه دیرتر جمعشون میکرد و میچیدشون روی هم. با چاقو نون های گرد رو چهارتیکه میکرد. میگفتن با قیچی کراهت داره. بابا که اعتقادی نداشت ولی بس که شنیده بود عادتش شده بود کنارگذاشتن قیچی. هر چهار تیکه رو توی یه پاکت فریزی میگذاشت و آخرش هم همه پاکت ها رو کنار هم دسته میکرد توی یه سفره پارچه ای مخصوص و اون سفره رو میگذاشت توی کشوی آخری فریزر.
سفره های زیر نون ها رو میبرد و میتکوند توی باغچه، روزیِ گنجشک ها و بعد دقیق تاشون میکرد و میگذاشت توی کابینت تا دفعه بعدی که نون میخره. امیدوارم خدا حفظش کنه سال های سال..برای ما و برای گنجشک ها..
نون ها رو تیکه تیکه کردم و دارم میگذارمشون توی پاکت. کاری که میکنم خیلی با بابا فرق نداره ولی نمیدونم چرا توش هیچ آدابی نیست.. انگار یه عادته یا یه اتفاقی که باید بیافته. نون ها رو خیلی مرتب تیکه کردم. خیلی مرتب تو پاکت چیدم. سر پاکت رو چسب زدم اما یه چیزی اینجا کمه..یه چیزی که کار من رو خیلی با بابا متفاوت میکنه.
دارم به این فکر میکنم که سال ها بعد اگر بچه ای داشته باشم چه آداب ساده ای رو براش خاطره خواهم کرد؟ اصلا توی ذهن بچه ام از کارای خاص من چی میمونه؟
دوستش دارم، یه چیزایی یادش میدم، براش داستان میگم، باهاش بازی میکنم..اما کاری هست که من برای خودم انجام بدم و اون ببینه و این کار من بهش احساس امنیت بده؟ احساس "در خانه" بودن؟ کاری هست که سال های سال بعد وقتی خودش داره انجامش میده یاد من بیافته و لبخند بزنه که "مامان چه قدر براش مهم بود.."؟ کاری هست -یه کار خیلی جزئی- که تو خونهء ما تشریفات و ترتیب و زمان داشته باشه؟
باید باشه..باید!
همین آداب ساده هویت ماست..
....
این پست علی منتخب رو اگه تا الان ندیدین ببینین.. کار خیلی خوبیه:)
آنچه میگفتی :" واقعه ای باز گفتم تا دل من خالی شود..."