الف:

 دیروز رفتم پاپکو! کل موجودی کیفم هم 12 تومن بود! از آقای فروشنده محترم سوال کردم خرید کارتی دارین؟ گفت، بلی. بلی! من هم جاتون خالی با خیال راحت گازش رو گرفتم و از هر متاعی خوشم اومد دو تا دو تا برداشتم. اومدم حساب کنم از بانک پیغام فرمودن: "حساب غیر فعال"! دوباره، سه باره، نه! فایده نداشت! با خون دل، به اندازه 10 تومن از اون عزیزان خوشگل موشگل جدا کردم و بقیه رو گذاشتم سر جاش. 

چند دقیقه بعد رفتم با دستگاه خود بانک چک کردم، دیدم نع! استاد همچنان بر نظرشون مبنی بر "راکد و بسته" بودن حسابم ابرام دارن!

یهو تمام غلطای کرده و نکرده ام اومد جلوی چشمم! ناسلامتی خودمون تا یکی به موکلمون میگه بالای چشمت ابرو میریم حسابش رو میبندیم دیگه! هی داشتم فکر میکردم کی رفته ازم شکایت کرده که یهو برام روشن گردید! بعله!!! بعله!! 

برادران مچم رو گرفته بودن! حتما ردپام تو جریان سواستفاده مالی اخیر کشف شده! درسته! خودشه! شنبه هم هست و همیشه این کارا رو روزای شنبه انجام میدن! دلیل از این محکم تر؟ با ترس و لرز راه افتادم سمت خونه و تا همین امروز صبح منتظر بودم بیان جلبم کنن.. ( نخندین! اصلا شوخی نمیکنم!)

بعد صبح به صرافت افتادم به صورت ناشناس زنگ بزنم بانکم ببینم اوضاع چه جوریه؟ کی میان دستگیرم میکنن؟ در کدوم رده از متهمین هستم و آیا جزو دانه متوسط ها محسوب میشم یا دانه ریزها و یا حتی شاید بی دانه ها؟؟

آقای بانک فرمودن: خانووووووووووم! سه ساله میگیم بیاین شماره ملی بدین، ندادین ما هم حساب رو راکد کردیم!!!

خوب با این حرف بدجوری سبیلام آویزون شد! کل نقشه هام برای داشتن چند ماه پر از هیجان بر باد رفت.

با گفتن شماره ملی و شماره تلفن و شماره حساب، میکند به عبارتی در "سه سوت" همه چی حل شد!

حواستون باشه خلاصه.. گفتیم اطلاع رسانی کنیم شما دیگه هول ورتون نداره.. هنوز مونده تا به ما دانه ریزها برسن و دستگیرمون کنن!

...

ب:

عزیزان بدبخت معتاد  به نسکافه به ویجه ردماگ! ای کسانی که مثل ما مصرفتون بالاست و شیشه 200 گرمی کفاف یه هفته تون رو هم نمیده! ای کسانی که حتی جاکوبز براتون حکم شربت دیفن هیدرامین داره و تا ردماگ نخورین حالتون  همچی جـــــا نمیاد! بدانید و آگاه باشید که دیگه ردماگ بی ردماگ!!

فرمودن نستله اسرائلیه و در نتیجه اخخخخخخه! وارد نمیکنیم دیگه! هر جا هم ببینیم جدید آوردن جمع میکنیم! الان تو شهروند دیگه نیست اگه هم هست آخراشه! تو مغازه ها هم نیست اگه هم هست دارن به قیمت خون باباشون میدن مگه این که هنوز خبردار نباشن از تصمیم جدید! کوچه مروی رو هم خبر ندارم! حلاصه بجنبین و جنس تهیه کنین تا حد ممکن، که این دست تصمیمات شاید همیشگی نباشه ولی به هر حال یه مدتی حیرونمون خواهد کرد!

از ما گفتن!

..

پ:

در مورد پست قبل یه توضیح عرض میکنم، هرچند تقریبا مطمئنم دوستان که بنده رو میشناسین و میدونین منظورم چی بوده:)

خیلی کارا رو خیلی ها میکنن و دوست دارن . خیلی ها هم نمیکنن و دوست ندارن! هر دو گروه کارشون درسته! حرف من در مورد افرادی هست که یه کارایی رو "نشونه روشنفکری" میدونن و معتقدن "باید" انجامش داد و هر کی انجامش نده "بی کلاسه"..

خودشون هم "مقید" هستن به اون کار و انجامش نمیدن چون "حال میکنن"، انجامش میدن چون "با کلاسه"

و البته به عالم و آدم هم ایراد میگیرن!

 گیاه خواری، مدل لباس و آرایش، مدل حرف زدن، سیگار کشیدن، سلیقه هنری و ادبی و .. اینا خیلی شخصیه!

و البته نشون دهنده "هیچ چیزی" هم نیست! نه روشنفکری نه تاریک فکری!!!

ضمنا بنده هم شکسته نفسی کردم! اصلا خودم رو بیکلاس نمیدونم بلکم خیلی هم برعکس!!!

..

ت:

مراتب ارادت ما را پذیرا باشید:)