آقا ما بلانسبت عین یک چارپای جیگر!!! تو گل موندیم!

الان توی یه شرایطی هستیم که باید از خودمون تعریف کنیم! هی بگیم من اینجور، من اونجور! من فلان، من بیسار!

بعد دیگه شما بهتر میدونین من یَکککک آدم فروتنی هستم، یَکککک آدم فروتنی هستم دومی نداره! سر به زیر! ساکت! مشک آن است که خود ببوید! عین طبلهء عطار!!! یعنی خاک از دیوار میریزه از من نمیریزه!

خوب بلد نیستم از خودم تعریف کنم! هی مینویسم پاک میکنم! مینویسم پاک میکنم!

طومار افتخارات و دستاوردها که نیست لامصصب! به جان عزیزتون:)))

بعد جالبش اینه که از بس وبلاگ نویسی کردیم و به قول کرمونیا "هور ماهور گفتیم"، کلاً زبان رسمی از یادمون رفته! هی میزنیم به شوخی و استعاره!!!

 بعد یادمون میاد این خارجی ها بویی از طنازی و ادبیات نبردن که! اگه یه کلمه تو نامه هاشون این ور اون ور بشه هنگ میکنن! دیدین دیگه! برای یه تاریخ زپرتی نوشتن20 تا قانون دارن! برای یک سلام که باید مهربانانه و از سویدای وجود!!! باشه 10 صفحه توضیح دارن که نکنه یهو از رسمیت بیافته! برای فونت نامه تون اُرد میدن، برای خداحافظی 4 تا کلمه بیشتر ندارن!  بعد ما میگیم چرا اونا پیشرفت میکنن ما درجا میزنیم! والا به خدا!

آخه چرا نمیشه نوشت: آی لاو یو مای دیر! یو آر وری فلاور! پیلیز دونت کانسیدر دیس لِتر از سلف ادوریشن!!! آی ام یور مارتیر! کام هو آبگوشت ویت می! وی وود هو فان! ؟؟؟؟

اوه یو لِتر گویینگ تو هیم! گیو هیم اِ کیس فرام می!!

چرا واقعا؟



آقا التماس دعا!