افشاگری
مدیریت محترمه وبلاگ وزین نسیم خاک شیراز، سرکار خانم فانی باقی اجرشون عندا..، ایده ای جهت تشعشع پست به ما مرحمت فرمودن، افاضات در باب خرافات!
..
پیش درآمد: فی الواقع ما در خانواده ای رشد و نمو کردیم که نه تنها به خرافات اعتقاد ندارن بلکه هر وقت هم ما یک کلمه درموردش حرف زدیم زدن تو پک و پوزمون. خلاصه کلی فکر کردیم تا این موارد یادمون اومد!!
- مادر و پدر ما که هیییییچ! 30 ساله داریم فرزندیشون رو میکنیم دریغ از یه خرافه که بهش پایبند باشن.
- مادربزرگ 70 ساله ما یک مواردی رو (تمامشون هم مربوط میشن به مقوله مرگ و میر و عزاداری) سفت و سخت رعایت میکنن که واقعا خرافه نیستن، جز یک مورد!! مادرجون میگن تا شب هفت اگه خانمی بره سر خاک تازه درگذشته، یه نفر دیگه از خونواده کلا میره پیش تازه درگذشته!! به خصوص کسی که تازه درگذشته خیلی دوستش داشته!
از شما چه پنهون ما شب دوم فوت پدربزرگ راه افتادیم دور از چشم مادرجون رفتیم مزار و ته دلمون هم اصلا ناراحت نبودیم از اینکه باباحاجی ما رو (به عنوان سوگلیش) ببره پیش خودش.. البته نگرانی هایی هم داشتیم مبنی بر اینکه نکنه یه بی گناه به جای ما بره اون دنیا!! یعنی ته ته دلمون فکر میکردیم ممکنه این اعتقاد مادرجون درست باشه! با عرض شرمندگی:))
- بعد مادربزرگ 90 ساله ای هم داریم که کل خرافه ای که ازشون دیدیم اینه که چادر رو نباید پشت و رو تا کرد! چرا؟ چون شگون نداره!!
-مادرهمسر جانمون هم یه اعتقاد راسخ دارن، اون هم اینه که سفره هفت سین حتما باید نو باشه! کمدی داریم هر سال با این قضیه بین مامان و بابا:))
- کل فامیل ما هر وقت کسی عطسه کنه میگن صبر اومد اما به صورت روکم کنانه ای اصلا صبر نمیکنن و به کارشون ادامه میدن!!
آمممممممما
بنده خودم یک تنه به جای همه فک و فامیلم اعتقادات نازل!! دارم و البته تمامشون کاملا منحصر به خودم میباشن، خوشبختانه هیچ کدوم این جوری نیستن که به خاطرشون کار خاصی انجام بدم.. یه رابطه علّی حاکمه اینجا فقط!!
تقریبا هیچ کس هم ازشون باخبر نیست، الان میخوام افشاگری کنم :))
عنکبوت دیدن باعث میشه روز آرومی داشته باشم! البته به این شرط که جایی نباشم که عنکبوت از در و دیوارش اساساً آویزون باشه!!
هر وقت به صورت ناخودآگاه گیر میدم که همه چیز میزا صاف و صوف و با زاویه 90 درجه باشن، حتما یه چیزی ناجور به هم میریزه، میشکنه، میترکه، خراب میشه و..!
هر وقت یه نفر خواب باباحاجی رو میبینه که داره در مورد من یه حرفی میزنه، برای من یه اتفاق خوب می افته !
اگر کبوتر سفید تنها ببینم حتما با یه نفر کنتاکت پیدا میکنم!
من به چشم خیلی نزدیکم!! یعنی زرتی چشم میخورم.. این رو تقریبا همه باور دارن..مدارکش موجوده آخه!
اگه چاقو بی دلیل از دستم بیافته یعنی انرژی منفی داره بیداد میکنه!
با این که ذره ای دین و ایمون در وجودم نیست برای تمام مرده ها اعم از غریب، آشنا، عکسایی که این ور اون ور میبینم، خبرای فوتی که میشنوم و.. فاتحه میخونم!
و بالاخره، اولین اناری که هر سال میخورم تعیین میکنه تا آخر سال چه جور اناری خواهم خورد!
همینا دیگه! بسه!! آبرو نموند برام!!
هر کی خرافاتیه مثل من بفرما تو گود!
ضمنا بعد از مدت ها، هو فان!
آنچه میگفتی :" واقعه ای باز گفتم تا دل من خالی شود..."