زورکی تغییر فاز میدهیم.. !
پیش نویسی اول: با عرض سلام و خسته نباشید! بچه ها! کامنت های پست قبلی بی جواب موند..ببخشید واقعا ! همین قدر هم که " منم منم " زدم ،حالم گرفته است..
پیش نویسی دوم : بنده همون ابتدایی که تشریفم رو آوردم وبلاگستان در "این آدرس "اعلام مواضع نمودم ، و الان در اون فازی هستم که وقتی ازش بیام بیرون همگی باید جمیعا دست و سوت و صلوات توی روحم...اِ ..اِ..ببخشید به روحم نثار کنین !
پیش نویسی سوم: در راستای احترام و عشق و علاقه و چاکرم مخلصم به همه شما ، هی جفت پاهام رو گرفتم ازین ور و زور زدم بچرخونمش ازون وری..نشد!
بعد سرم رو گذاشتم روی زمین با دستام هی سعی نمودم کله معلق بزنم که بچرخم ازین وری ، باز نشد..( پیریه دیگه )
خلاصه ما هر کار کردیم نتونستیم بچرخیم ، اینه که گفتیم بشینیم تو چرخ و فلک که دنیا بچرخوندمون..
این چرخ و فلک تکراری رو خیلی ها نخوندن و گذاشتنش کمتر باعث شرمندگی میشه..
تقدیم با عشق:)
بین من و خیال شما جنگ میشود
این روز ها بدون شما میرود هنوز
اینجا هنوز روز به شب میرسد هنوز
آنجا هوای خاطرتان خوب مانده است؟
بهتر شدید؟ حال که مطلوب مانده است؟
می خواستید از هیجانم! حذر کنید
خوب! رفته ایم دور ترک تا گذر کنید
ما را کنار آینه ها جا گذاشتید
میلی برای بودن با ما نداشتید
حرفی به جز "برو" که به ما مرحمت نشد
دلتنگ دیدنم دلتان عاقبت نشد؟
یعنی برات رفتن ما :" بی خیال! رفت..
سر منشاءشلوغی ، بی داد و قال رفت"؟
یعنی تمام خاطره ها: قاه قاه..کشک..؟
یعنی تمام بودن من با تو...آه...کشک؟
باشد! بدون ما همه چی رو به راه شد
وفق مراد آمد و اوضاع ماه شد!
ما بی شما کمی دلمان غصه می خورد
انگار قلبمان نفسش گاه می برد
باور نمیکنم که شما شاد مانده اید..
در گونه ای تعارض ..اییی..حاد مانده اید!
ما بین ما و راحتی و ما و دیگران
ما بین زندگی و من و ابر و آسمان!
دیگر که دست های شما رعشه ناک نیست؟
دیگر میان ما و شما ، اصطکاک نیست؟
با عرض معذرت! دلتان سنگ نیست که!
عادت، نه عاشقی، به خدا ننگ نیست که!
از پیش چشم شکر خدا ما که رفته ایم
مهمان سال و ماه نه، مهمان هفته ایم
ما یک نسیم بی ادب و شوخ بوده ایم
گیسوی حضرتش به گریزی ربوده ایم!!
ایشان مزاحمت همه از یاد برده اند
تا حدی از تحمل ما حرص خورده اند!
تلخی حرف و تندی افکار و روی باز
ای داد! بی نوا ! چه کنی با زبان دراز؟
تنگی قافیه همه جا عیب شاعری است
این هم به روی باقی عیبام...چاره چیست؟
آنچه میگفتی :" واقعه ای باز گفتم تا دل من خالی شود..."